ترسناک ترین انیمیشن های دیزنی | لیست کارتون های ترسناک

📅 ارسال شده در ۲۵ دی ۱۴۰۱ - 💬 0 دیدگاه

بررسی لیست ترسناک ترین انیمیشن هایی از دیزنی که شما را شوک می کند!

فیلم‌های دیزنی در بین کودکان و بزرگسالان بسیار محبوب شده‌اند، چرا که آن ها از نشان دادن اینکه زندگی واقعاً چقدر می‌تواند ترسناک باشد ابایی ندارند.

تماشاگران هنگام تماشای فیلم هایی مانند It یا The Conjuring انتظار دارند که بترسند، این چیزی است که با انتخاب یک فیلم ترسناک منتظر آن هستید. چیزی که مخاطب انتظارش را ندارد ترسیدن از یک انیمیشن است.

دیزنی به خود می بالد که یک برند خانوادگی سالم در مورد فیلم های انیمیشنش است که با داستان های شیرین خود برای همه سنین شادی و خنده را به ارمغان می آورد. با وجود این، لحظاتی بوده است که دیرنی موجب ترس بینندگان خود شده است و این بینندگان همیشه کودک نیستند. خواه این ترسی بود که مخاطب از سنین جوانی به یاد می آورد یا حتی یک احساس شوم که در سنین بالا کشف کردند، ویژگی های انیمیشن دیزنی گاهی اوقات می تواند باعث ترس شود.

 

فیل های صورتی در رژه، هیولا بودند (دامبو – 1941)

در حالی که برخی ممکن است توهمات مستی دامبو را عجیب و غریب بدانند، به خصوص زمانی که با «فیل های صورتی در رژه» همراه شود، بسیاری از بینندگان صحنه را دلخراش یا حداقل ناآرام کننده می دانستند. اشعار این آهنگ به مخاطب هشدار می دهد که “مواظب باش!”، به این معنی که فیل های صورتی چیزی هستند که باید از آنها ترسید. همانطور که صحنه ادامه دارد، بینندگان با هیولاهای مختلفی از جمله چندین فیل بدون چشم، یک انسان نما که کاملاً از سر فیل تشکیل شده است، و حتی هیبریدهای فیل-مار روبرو می شوند.

 

خرسی که هیولا بود (The Fox And The Hound – 1981)

اگرچه The Fox and the Hound به عنوان یک قصیده شیرین از دوران کودکی شروع می شود، اما به زودی به داستان شوم تری تبدیل می شود، این گونه که سگ شکاری دوست قدیمی خود تاد را شکار می کند. در حالی که این به خودی خود آزاردهنده است، این انیمیشن به سرعت تبدیل به یک فیلم ترسناک می‌شود، زمانی که یک دوتاگونیست جدید در قالب یک خرس سیاه وحشتناک با چشمان قرمز شیطانی معرفی می‌شود که در نهایت سعی می‌کند هر چیزی را که در مسیرش قرار دارد بکشد. نبردی که پیش می‌آید بسیار دلخراش است، آموس اسلید در تله خرس گرفتار می‌شود و برای جان خود تلاش می‌کند و مس از او دفاع می‌کند و خرس غول‌پیکر را می‌گیرد.  تماشای تقلای مرد برای فرار از تله خرس و فریاد زدن از درد در حالی که سگش بارها خود را به سمت خرس پرتاب می کند، احتمالاً بسیار ترسناک تر از آن چیزی بود که دیزنی قصد آن را داشته.

 

مک لیچ یک قاتل سادیست بود (The Rescuers Down Under – 1990)

مک لیچ نسبت به بسیاری از همتایان خود یک شرور با کالیبر متفاوت است. شکارچی که با خونسردی دست به کشتن می‌زند، پس از رسیدن به خواسته‌اش هیچ ابایی از کشتن کودی ندارد، اما به جای اینکه آن را سریع و بدون دردسر کند، از جرثقیل استفاده می‌کند تا از کودی به عنوان طعمه‌ای زنده برای تمساح‌ها استفاده کند و از این ماجرا لذتی سادیستی می‌برد.  در حالی که این صحنه کوتاه مدت است، تماشای اینکه کودی در آب غوطه ور می شود و دوباره به عقب کشیده می شود و به سختی می تواند از آرواره های کروکودیل ها دوری کند، آزار دهنده است.

 

بازگشت Man به جنگل دلهره آور بود (بامبی – 1942)

پس از مشاهده مرگ دلخراش مادر بامبی، اکثر بینندگان تصور کردند که فیلم نمی تواند غم انگیزتر از این شود، اما آنها در اشتباه بودند. در بزرگسالی بامبی، Man به جنگل بازگشت، همراه با آهنگی دلهره آور که درباره آنها هشدار می داد. این صحنه به تماشاگر باعث می شود تا به آرامی با پنهان شدن حیوانات در جنگل، تنش بیننده افزایش یابد، تا اینکه در نهایت، آنها برای جان خود فرار می کنند، پس از آن پراکنده شدن پر پرندگان به هنگام شلیک به آن ها از آسمان رخ می دهد. حیوانات سپس برای جان خود فرار می کنند که توسط دشمنان خارج از صفحه تعقیب می شود، تنها نشانه های Man بمباران مداوم گلوله ها و در نهایت رها شدن سگ های شکاری غیر انسانی شده است که گربه سانان را شکار می کنند.

 

مرگ فرولو ناراحت کننده بود (گوژپشت نوتردام – 1996)

گوژپشت نوتردام با مضامین سنگین کاتولیک، فساد درون کلیسا، و تفسیر اجتماعی در مورد ذهنیت گله جامعه بر اساس پیروی کورکورانه از شخصیت های اقتدار، همیشه یکی از فیلم های بزرگسال محور دیزنی بوده است. با وجود این، ترس پیرامون مرگ قاضی کلود فرولو همچنان غیرمنتظره بود. او فقط از نوتردام به زمین نیفتاد، او توهم داشت که غرغره ای که وزن او را نگه می دارد، شیطانی است که او را در گودال های آتشین جهنم فرو می برد. این صحنه هولناک، به دنبال فرود آمدن فرولو به جنون و شیوه ای طنزآمیز نگران کننده ای که در آن کشته شد، وحشتناک بود.

 

چرنابوگ بزرگترین شیطان دیزنی است (Fantasia – 1940)

فانتازیا فیلمی بود که شبیه هیچ فیلم دیگری نبود و قرار بود یک پروژه هنری در حال انجام باشد که به هنرمندان اجازه می داد از مرزهای تعیین شده توسط دیگران فراتر رفته و تخیل خود را آزاد کنند.  تماشاگران با آهنگسازی موسورگسکی “Night On Bald Mountain” اولین طعم چرنابوگ را چشیدند.  همه چیز در مورد Chernabog از چشمان زرد درخشان، شکل شیطانی و قدرت او برای زنده کردن مردگان از قبرها وحشتناک است. او حتی برخی از قربانیان خود را در مراحل اولیه فیلم کوتاه از طناب دار جلاد می گیرد.

چرنابوگ از این که شیاطین کوچکتر به اراده خود به او تعظیم کنند و آنها را برای سرگرمی خود به گودالهای آتشین کوهش پرتاب کند، لذت می برد. او حتی به خلق زندگی از آتش ادامه می‌دهد، اما حیوانات خانگی جدیدش را به شکلی از شکنجه تغییر شکل می‌دهد و به‌طور دردناکی آنها را به طور مکرر متحول می‌کند. او واقعاً یک شرور وحشتناک است.

 

ورودی شاه شاخدار (The Black Cauldron – 1985)

The Black Cauldron به عنوان فیلمی شناخته می شد که نسلی از بینندگان را به وحشت انداخت و برای این کار دلیل خوبی هم داشت.  این کلاسیک وهم‌آور با آهنگ‌های همیشگی دیزنی یعنی آواز و رقص مطابقت نداشت، اما در عوض به سمت شر و ترس رفت. اولین ورودی شاه شاخدار را هر کسی که دیده بود، فراموش نمی کند.

با قطع یک صحنه موسیقی شاد بلافاصله خاموش می شود و با باد زوزه ای جایگزین می شود که تمام نور و امید را از سالن بزرگ خاموش می کند. سپس رعد و برق اتاق را پر می کند که با مضمون شاه شاخدار همراه می شود و شاه شاخدار ظاهر می شود که سراسر دود است. آهسته و تهدید آمیز به سمت صفحه می‌چرخد تا زمانی که بینندگان بتوانند چهره چروکیده و چشمان قرمز درخشان او را ببینند.

 

و اما سوالی که اینجا مطرح میماند: اما آیا دلیل خاصی پشت این صحنه های دلهره آور از دیزنی است؟ 😉

5 / 5. 21

✍️ دیدگاه کاربران در رابطه با این مطلب

😍 شاید علاقه مند باشید...